ننگ بر دشمنان ایران

سوال از لاریجانی در باب اطاعت از رهبری

در مورد اینکه صدای تشت فرو فتاده از بام جمهوری اسلامی تا کجاها شنیده شده است نیاز به گفتاری نیست. ماجرای دزدی های زنجیره ای (در این جمهوری همه چیز رنجیره ای است) نیز که دست آمرین و عاملین در آن چون دم خروس از زیر ردای قداست یکا یکشان بیرون زده است را هم به گوش خواجه حافظ شیرازی حتی رسانیده اند. غرض از زحمت به قلم طرح چند سوال از علی اردشیرلاریجانی (برخی فکر می کنند امامزاده بیژن ساخته و پرداخته ی دشمنان اسلام است) در خصوص افاضاتی است که ایشان پس شنیدن و درک ارتعاشات نعره ی ولی فقیه شان فرموده اند. برای حفظ امانت از گفتار ایشان عین مطلب چنین بوده:  " قطعا نظر ولی امر مسلمین که اشراف بر همه مصالح مسلمین دارند، برای جامعه اسلامی قرین سعادت بوده و اطاعت از اوامر حضرتعالی فریضه و مایه افتخار اینجانب و نمایندگان مجلس می باشد." هرچند که بنده انتظار پاسخ از ایشان ندارم اما فی سبیل الله برای رضایت خاطر مسلمین در این ایام مبارک جسارتا عرض می کنم که:

یک: بکارگیری کلمه ی قطعا در هر مورد گفتاری نیاز به داشتن یقین قاطع در  موضوعی است که گوینده به آن همت کرده است. پس بنابراین ایشان به تمام و کلیت بیانات خود در این مورد میقن هستند، نیستند؟
دو: کدام مادر مرده ای این مفنگی را ولی امر مسلمین کرده است؟
سه: اشاره به کدام نظر ولی امر شده است؟
چهار: مصالح مسلمین در کجا تعریف دقیقی دارد که به گفته ی لاریجانی این ولی امر خود ساخته و پرداخته به آن اشراف دارد؟
پنج: اطاعت از اوامر خامنه ای اگر برای لاریجانی فریضه است،  چه ربطی به دیگر مسلمین دارد؟ مگر رییس و سخنگوی مجلس فرمایشی جمهوری اسلامی بودن متضمن ریاست بر و صدای مسلمین است؟
و الخ! حکومت سرکاری با رهبر سر کاری و مجلس و رییس جمهور سرکاری به رجل سیاسی چون لاریجانی باید که بنازد و من یکی غرق نازم!
  

ظهور مهدی یا ویرانی ایران

چشمگیری نداشته است، اما سیاست پیشه گان داخل ساقه گل های نا متعارفی را که از چندین سال پیش در گلدان های آهنین اذهان عمومی کاشته اند، بزودی به گل نشسته خواهند دید. جنگ افروزی یا همان سیاستی که دفاع مقدس را به تهاجم مقدس و ریشه نعمت و سعادت تبدیل و میلیون ها انسان بیگناه را از دم تیغ منیت شرعی گذرانید تا قدس را به خیالی آزاد کند، اکنون بار دیگر میهن ما را در آستانه جنگی به مراتب بزرگتر و خانمان بر اندازتر قرار داده است. این یاغیان غیر ایرانی که هرگز کوچکترین نشانه ای از علاقمندی به ایران و ایرانیان در آنان دیده نشده است و بزرگترین آرمان دست نیافتنی شان به آشوب کشیدن کل منطقه و تامین زمینه ظهور مهدی شان می باشد، اینبار دست به قمار خطرناکتری زده اند. اگر آمریکا در راستای فراخوانی نیروهای مستقر در عراق برنامه ای برای نیروهای تازه نفس خود نداشته باشد، همین جنگ افروزان داخلی برای برقراری کپی جمهوری اسلامی در عراق و با تمسک به دفاع از حقوق شیعیان جنوب آن کشور، شعله های جنگ داخلی را روشن و بار دیگر حضور نیروهای خارجی توجیه خواهند نمود. اما آنچه باعث نگرانی بیش از حد من در این مقطع از وقایع سیاسی جاری شده است، آمادگی اذهان عمومی جهان برای تاخت و تاز نیروهای خارجی به ایران می باشد. دخالت حکام ایران در امور عراق، حماین بی چون و چرای آنها از بشار اسد در قتل عام مردم خود، به چالش کشیدن حکام سعودی در امور مذهبی، معضل بحرین و ادعاهای بی پایه امارات بر جزیره های ایرانی خلیج فارس، طرد شدن از نشست های بین سایر کشورهای همسایه چون ترکیه، افغانستان و پاکستان، همه و همه در روند توجیه ویران کردن ایران بکار گرفته خواهند شد. و همانگونه که پیشتر اشاره شد، حمله نظامی غرب به ایران قربانیان خود را پیشاپیش مقرر و مشخص ساخته است. این حمله، به استناد بررسی صاحبنظران مسائل نظامی منطقه ای نه هشت سال به طول خواهد کشید و نه با جای گذاشتن بیش از یک میلیون شهید و زخمی بپایان خواهد رسید. ارتش در هم کوبیده شده ایران توسط خلفای حاکم و سپاه غرق در مسائل تجاری و دوشیدن آخرین قطره های ثروت ملی، و از دیگر سوی لباس شخصی های موتوری بسیجی در مقابل حملات هوایی و موشکی کشورهای به ستوه آمده از سیاست های بین المللی جمهوری اسلامی دوام و فرصت دفاع از مردم بی دفاع را نخواهند داشت و آن %3 سرمایه گذاری هایی که از درآمد فروش نفت در این سی و چند سال در راهسازی و غیره هزینه شده است در کمتر از یک هفته از بین خواهد رفت. ما نتایج رقت بار توزیع کلیدهای چینی بهشت را هنوز به یاد داریم. به باور من حکام جمهوری اسلامی هنوز فرصتی برای جلوگیری از دامن زدن به جنگی تمام عیار را دارند. اما اینکه آیا شعور و خرد استفاده از این فرصت را دارند یا نه در آیند های نه چندان دور مشخص خواهد شد.

ای وای بر ما!

در سرزمینی به نام ایران که در طول تاریخ عزت و احترام و شرفش پیوسته مورد رشک و غضب همسایگان دور و نزدیک قرار گرفته و نهایتا به رویارویی سپاهان میهنی و دشمنان انجامیده، کمتر موردی را میتوان از حافظه تاریخ بیرون کشید که ایرانی در نتیجه این درگیری ها نقش تعیین کننده ای نداشته باشد. از خیانت لیکیانی گرفته تا خود فروشی افشین و بردیا و ... و در نهایت فردوست ها و قره داغی ها تا پایان دوره سلطنت پهلوی. اما نکته قابل نامل اکنون نه تنها خیانت سران جمهوری اسلامی به آینده و نسل های آتی میهن است، بلکه این خراج بگیران دوران عباسی به گذشته این کشور نیز رحم نمی کنند. جمهوری ریای اسلامی به نمایندگی همان خلفای عباسی خود به انهدام هر چه ایران و ایرانی است کمر همت بسته اند. برای این بی هویت های تاریخی که شناسنامه شان عاری از نام پدر می باشد، چرا که مادرانشان مورد تجاوز ده ها تازی بیابان نشین قرار گرفته اند، اکنون باز گردانیدن کشور و سیستم حکومتی و اجتماعی و فرهنگی آن به همان دوران خلیفه گری و ولایت از اولویت ویژه ای برخوردارشده است. از هیچکدام این سادات غیر ایرانی حاکم بر ایران تا کنون نشانه ای از میهن دوستی و میل به حفظ شرف نام این کشور دیده و شنیده نشده است. خبر واگذاری و یا اهدای یکی از قدیمی ترین نشانه های ملی ایرانیان به تازی دیگری که ریاست اوپک را بعهده گرفته است در همه جا پراکنده است. از سویی دیگر عربده کشی های این جرثومه ههای تاریخ در مقابل دیگر کشورها پدیده نوینی نیست چرا که در صورت دریافت پاسخ نظامی دندان شکنی خود چون جنگ هشت ساله در سوراخ موشها پنهان و جوانان و ثروت ملی را به تاراج خواهند داد. براستی چرا؟ این گدایان سامره و دزدان مدینه که نمک خورده این کشور محسوب می شوند، بخاطر چه هدف مقدس تری چنین چوب حراج به هستی ایران زده  اند؟ بخاطر اسلام؟ بخاطر قرآن؟ یا نه، خوی وحشی و ترقی ناپذیرشان پس از گذار چهارده قرن هنوز تغییری نیافته است و چون اسلاف خویش جز جنگ و ستیز و کشتار و بار آوردن خرابی چیز دیگری خوی حیوانی شان را ارضا نمی کند؟
برخلاف تصور رایج در ایران، بویژه میان آنهایی که هنوز عبودیت و بندگی خود را به بت اکبر حفظ کرده اند، اسلام جز آنچه این درنده خویان حکومتی و یا طالبان پاکستانی و افغانی به بشریت عرضه می کنند چیز دیگری نیست. و این سینه چاکان قرآن فرامین مذکور در آن را نیز مو به مو به اجرا می گذارند.. اگر خمینی دست به جنایات دهه شصت می زند، بدون استناد به آیه های قرانی چنین نمی کرد و یا اگر زرقاوی خون آشام سر انسان های دیگر را در معرض تماشای میلیون ها نفر گوش تا گوش می برید، به تایید و تاکید آیات قرآنی دست به چنین جنایاتی می زد. من قصد تحلیل و تفسیر آیه های قرآنی را در این یادداشت کوتاه ندارم و اینگونه مسایل اکنون بر همه آنهایی که نقاب جهالت از رخ برگرفته اند روشن و ثابت شده است، هدف بلکه برون دادن آتشی است که از درون می سوزاندم. ایرانی تا زمانی که خود را از قیودات شرم آور این قشر ضد بشری رها نکرده باشد، امیدی به آینده اش نیست. و انشاالله ها هیچ دردی از کسی را دوا نخواهد کرد. بروید و دخیل ببندید به خاک دشمنانی که آمدند، به نوامیستان تجاوز کردند، از اموالتان خراج گرفته و روانه بغداد نمودند، ثروت شما را شتر شتر از میهن بردند و پس از مردن برای شما تقدس پیدا کردند. بروید دخیل ببندید و بزبان همان اشغالگران اورادی را زمزمه کنید که نهایت ذلت شما را بیان میکند و از همان خداوندی که پیشاپیش به تمام سرنوشت شما اشراف دارد به لابه بخواهید تا در مورد زندگی تان و دفتر سرنوشتتان تجدید نظری بفرمایند. الهی آمین.